حجاب در جهان، به دوران پیش از تاریخ و عصر حجر باز میگردد. از دیدگاه باستانشناسی پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب باز میگردد، بنابراین مذهب را نمیتوان عامل پیدایش حجاب دانست. [1] برپایهٔ متون تاریخی در بیشتر تمدنها و ادیان جهان، در میان زنان حجاب معمول بودهاست. هرچند فراز و نشیب زیادی داشتهاست و گاه به میل حاکمان وقت، بیشتر یا کمتر شدهاست ولی هرگز به طور کامل از میان نرفتهاست.
پوشش زنان در ایران باستان
بنا به شرایطی که ذکر شد همیشه سبک و اسلوب خاصی داشته است. بررسیها نشان می دهد که پوشش تمام بدن در دوره های مختلف تاریخی چه نزد زنان و چه نزد مردان در ایران یک حقیقت بوده است و به هیچ وجه ایرانیان در برهنگی به سر نمی برده اند. اما این را بایستی در نظر داشت که پوشش کامل و آراسته همراه با تزئینات زنان در ایران، با پوشش چادر اسلامی متفاوت بوده است.
ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجستهاست که میتوان ایران را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست.[2]
دایرهالمعارف لاروس نیز به وجود حجاب زنان در ایران باستان اشاره میکند.[3] در تفسیر اثنی عشری چنین آمدهاست: «تاریخ نشان میدهد که حجاب در فرس(فارس) قدیم وجود داشتهاست.»[4]
مادها
برپایهٔ پذیرفتهشدهترین نظریهٔ کنونی، آریاییانی که به فلات ایران آمدند، به سه دستهٔ اصلی تقسیم شدند: مادها، پارسها و پارتها. مادها نخستین دودمان ایرانی را در ایران تشکیل دادند. دولت ماد را می توان پیشاهنگ دولت آریایی و دولت بزرگ هخامنشی دانست چه «هووخشتر» دولتهای نیرومند آن زمان یعنی آشور و بابل را ضعیف ساخت و بر ارمنستان و آسیای صغیر تا رود هالیس دست یافت . عیلام ، پارس ، هیرکانی ، طبرستان و باکتری از دولت ماد اطاعت میکردند. این دولت اصول کشورداری قبایل متحد و فنون نوین جنگ را بوجود آورد. چنانکه کوروش بزرگ پس از فتح ماد همدان را که پایتخت دولت ماد بود، مرکز پادشاهی خود قرار داد و پارسیان از آداب و رسوم و حتی طرز پوشاک مادها بهره مند شدند. 5]
کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» دربارهٔ پوشش زنان در دوران مادها با تکیه بر نقوش برجستهٔ برجا مانده میگوید که پوشاک زنان آن دوران از دید شکل با پوشاک مردان یکسان است. در ادامه دربارهٔ آن نقوش چنین مینویسد:«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده میشوند. به نظر میرسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذاردهاند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»[6]
هخامنشیان
به نظر میرسد که پوشش زنان در دوران هخامنشیان با دوران مادها چندان تفاوتی نکرده باشد. پیرامون پوشاک زنان در این دوره چنین نوشته شدهاند: «از روی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی بر میخوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»[7]
ویل دورانت دربارهٔ زنان در دوران هخامنشیان میگوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که آشکارا با مردان اختلاط کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، حتی پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقشهایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد.»[8]
همچنین توسط یک هیئت روس در دره پازیریک قطعه فرشی کشف شده است که مراسم مذهبی را ترسیم می کنند که توسط چهار زن جشن گرفته شده است. آنها ایرانی الاصل هستند و لباس هخامنشی به تن دارند. رنگ پوست شخصیت ها سفید، چشم هایشان قهوه ای و موهایشان آبی است. در این فرش شباهت لباس زنان با مردان بسیار قابل توجه است، فرضیه ای که توسط هرودوت پیش از این تایید شده است.[9]
اشکانیان
پس از و تاخت و تاز به ایران، هنگامی که وضعیت آشفته بود، اشکانیان ایرانی که از پارتها بودند، به حکومت رسیدند . در این دوران که نفوذ ادیان بودایی و مسیحیت از شرق و غرب، آیین زرتشتی را کمرنگ نموده بود، زنان ایرانی همچون گذشته دارای حجاب پوشیدهای بودهاند.
در این باره چنین میخوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستیندار و یقه راست بودهاست. پیراهن دیگری داشتهاند که روی اولی میپوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بودهاست. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»[10]
درجای دیگر آمدهاست: «چادر زنان اشکانی به رنگهای ارغوانی و یا سفید بودهاست. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر میافتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها میپوشانیدهاست.»[11]
درکتاب «پارتیان» نیزآمدهاست: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن میکردند، با شنلی که برافکنده میشد و نیز نقابی داشتند که معمولا به پس سر میآویختند
همچنین از آثار این دوره، روسری ابریشمین خوش رنگ و نگار و نفیس زنان سنگسری به جا ماندهاست که «ساخته مکنه» نام دارد و سدههاست که زنان سنگسری آن را میبافند و میآرایند. آنان این روسری را به ترتیب خاصی بر سر خود میبندند، که این خود نمونهٔ کامل پوشش سر زنان در زمان اشکانیان میباشد.[12]
در دورهٔ اشکانیان پوشش زنان شامل پیراهن شلوار و در مراسمهای رسمی و مذهبی همراه با شال بلندی بودهذاست که نمونههای آن در مجسمههای دورهٔ اشکانیان نمایان است. این مجسمهها بانو اوبال و دخترش را با کلاهی بلند وجواهر نشان همراه با شال بلندی که در پشت آویزان است و گیسوان بافته و جمع سده و پیراهنی دراپه(چیندار به صورت افقی) وشلوار دراپه و جواهرات فراوان نشان میدهد که بسیار یادآور پوشش بانوان هندی است.
ساسانیان
در زمان ساسانیان همچون دوران پیش از آن، زنان از چادر[13] به عنوان پوشاک رو استفاده میکردند، و در زیر آن پیراهنی میپوشیدهاند.[14]
همچنین در این دوره پوشاندن صورت با نقاب نیز در میان زنان ایرانی وجود داشتهاست. در این باره ماجرایی در تاریخ نقل شدهاست که در اینجا آن را میآوریم: «هنگامی که اعراب، شاهزادگان ایرانی(دختران «کسری» از پادشاهان ساسانی) را به همراه اموال بسیار برای فروش (به عنوان برده/کنیز) به نزد عمر)لعنه الله علیه) برده بودند، عمر)لعنه الله علیه) فرمان میدهد تا نقاب از صورت برکشند تا خریداران با دیدن چهرهٔ آنان پول بیشتری بپردازند. در این هنگام شاهزادگان ایرانی که از دستور عمر)لعنه الله علیه) اطاعت نکرده بودند مشتی بر سینهٔ نمایندهٔ عمر)لعنه الله علیه) که قصد انجام این کار به زور داشت میزنند. عمر)لعنه الله علیه) که خشمگین شده بود، قصد نمود تا با تازیانه بر آنان بزند، که در این گاه، شاهزادگان ایرانی میگریستند. علی ابن ابی طالب که نظارهگر ماجرا بودند، عمر را به آرام کردند و این حدیث را ازحضرت محمد( صلی الله علیه وآله) پیامبر اسلام نقل نمود: «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید.» پس از این که عمر(لعنه الله علیه) آرام شدهبود، امیرالمومنین گفت: «با دختران شاهزاده، نباید معاملهٔ دختران بازاری (کنیزان) کرد». [15]
پانویس
1. تاریخ پوشاک ایران، پریچهر رحیمی، مقدمه ای بر پیدایش و سیر تحولات پوشاک
2. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۲، ص۷۸ و برتراند راسل، زناشوئی و اخلاق، ص۱۳۵.
3. به نقل از دایرهالمعارف القرن العشرین، ۱۹۲۳.
4. تفسیر اثنی عشری، ج ۱۰، ص ۴۹۰.
5. لغت نامه دهخدا، ذیل واژه ماد
6. ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان، ص ۵۴.
7. ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان، ص ۵۶
8. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۵۵۲.
9. پوشاک در ایران باستان، فریدون پور بهمن، صفحه 75
10. جلیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، ص ۱۹۴.
11. جلیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، ص ۱۹۷.
12. اعظمی سنگسری، چراغعلی. تاریخ سنگسر-مهدیشهر. چاپ اوّل، مؤلف، ۱۳۷۱، ص۳۶.
13. جلیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، ص ۱۱۴
14. جلیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، ص ۱۱۴
15. وشنوهای، حجاب در اسلام، ص۵۹، به نقل از السیرة الحلبیه، ج۲، ص۴۹
منابع
• شاهعبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنیعشری، تهران، نشر میقات، ۱۳۶۳.
• یزدانیخداشهری، سارا، ترکیبی بینظیر از زیبایی و پوشیدگی، اعتماد، (۶ دی ۱۳۸۴): ص ۱۱.
• محمدینیا، اسدالله، فلسفه چادر، حجاب برتر: تحقیق علمی پیرامون چادر درقرآن و روایات و تاریخ ایران باستان، قم: سبط اکبر علیهالسلام، ۱۳۸۴.
• رسائل، امیرحسین، در جستجوی لباس از دست رفته، شرق (۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۵):ص ۱، ۲۶.
• اخوان، عباسعلی، حجاب زنان ایران باستان، رسانه، ش ۲۱، ۲۰، تابستان، پاییز ۱۳۸۲:: ص ۳۰ - ۳۳.
• دلپذیر، زهرا، حجاب در تاریخ ایران باستان، قدس، (۲۱ فروردین ۱۳۸۲): ص ۹.
• ضیاء پور، جلیل، پوشاک باستانی ایرانیان از کهنترین زمان تا پایان شاهنشاهی ساسانیان، تهران.
• هرمان، جرجیا، تجدید حیات هنرو تمدن در ایران باستان، ترجمه مهرداد وحدتی.
• خرمی، مصطفی، "بررسی برخی از ابهامات تاریخ ایران"، اراک: دهمین جشنواره جوان خوارزمی، 1387، صص13-20
• رحیمی، پریچهر، "تاریخ پوشاک ایران"، انتشارات دانشگاه هنر،1385